hemagglutinate
معنی فارسی
باعث انعقاد خون شدن، منعقد کردن.
معنی کامل و مثالها
/hē´mǝ glōōt´'n āt´/vt.
● (موجب بهم چسبیده شدن گویچههای قرمز خون شدن) لخته کردن گویچهها، خون همچسباندن
تعریف انگلیسی
verb
- cause the clumping together (of red blood cells) “Something ----s something”