hemagglutinin
معنی فارسی
خون همچسبان
معنی کامل و مثالها
/-glōōt´'n in´/n.
● (مادهای که موجب خون همچسبی بشود) خون همچسبان
خون همچسبان
/-glōōt´'n in´/n.
● (مادهای که موجب خون همچسبی بشود) خون همچسبان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن