دیکشنری فارسی

hematopoiesis

معنی فارسی

خونسازي درموجود زنده تشکيل خون.

معنی کامل و مثال‌ها

/hem´ǝ tō´poi ē´sis/n.

● (زیست‌شناسی) خون‌سازی، خونزایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the formation of blood cells in the living body (especially in the bone marrow)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن