دیکشنری فارسی

hemimorphic

معنی فارسی

نيمه ناهمجور

معنی کامل و مثال‌ها

/-môr´fik/adj.

● (وابسته به بلوری که دوطرف آن ناهمجور باشند) نیمه ناهمجور

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن