دیکشنری فارسی

hemiplegia

US'heməp'li:dʒıə

معنی فارسی

فلج نيمه تن فلج ناقص

معنی کامل و مثال‌ها

/-plē´jē ǝ, -jǝ/n.

● (پزشکی - فلج نیمی از بدن) نیمه فلج، فلج یک طرفه

تعریف انگلیسی

noun
  1. paralysis of one side of the body

واژه‌های دیگر با معنی «فلج نيمه تن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن