دیکشنری فارسی

hemolymph

معنی فارسی

خون تنابه لنف خوني

معنی کامل و مثال‌ها

/hē´mō limf´/n.

● (در بی‌مهرگان) خون تنابه، لنف خونی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن