دیکشنری فارسی

hemolysis

معنی فارسی

خونکاوي

معنی کامل و مثال‌ها

/hē mäl´ǝ sis/n.

● (زیست‌شناسی) خون‌کاوی (نابودی گویچه‌های قرمز خون)

تعریف انگلیسی

noun
  1. lysis of erythrocytes with the release of hemoglobin

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن