hemophilic
معنی فارسی
مبتلا به هموفيلي.
رشد کننده در محيطي که داراي خون رنگيزه
باشد، خونرنگيزه دوست
معنی کامل و مثالها
/-fil´ik/adj.
● (پزشکی)
● وابسته به هموفیلی یا خون تراوی
● (در مورد برخی ترکیزهها) رشد کننده در محیطی که دارای خون رنگیزه باشد، خون رنگیزه دوست، خون زی
تعریف انگلیسی
adjective
- relating to or having hemophilia “Pertains to noun: hemophilia, hemophilia (for: haemophilic)”