دیکشنری فارسی

hemostasis

معنی فارسی

توقف خونريزي بند امدگي خونريزي.

معنی کامل و مثال‌ها

/hē´mō stä´sis/n.,pl.

● (قطع خون‌روش با جراحی یا خود به خود) خون ایستایی، خون بندآوری

تعریف انگلیسی

noun
  1. surgical procedure of stopping the flow of blood (as with a hemostat)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن