دیکشنری فارسی

hepatize

معنی فارسی

تبديل بماده جگري کردن ،

مانندجگرسفت وبي هواساختن

مترادف‌ها

verb active
Convert into liver like substance, gorge with effused matter, solidify.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن