heraldry
UKherəldriː
US'herəldrı
معنی فارسی
نجباوعلائم نجابت خانوادگي ،
نشان نجابت خانوادگي ،
ايين وتشريفات نشانهاي خانوادگي
(علم) نشانهاي نجابت خانوادگي ،
فن چاووشي يامنادي گري
معنی کامل و مثالها
/her´ǝl drē/n., pl.
● تبارنامه شناسی، شناخت شجرهنامهها و نشانهای اشرافی و خانوادگی
● مقام تبارنامهشناس، تصدی امور تبارنامهها و نشانهای اشرافی
● نشان اشرافی، نشان خانوادگی (که معمولا روی سپر نقش میشود)
● تشریفات وابسته به نشانهای اشرافی، (مجازی) زرق و برق، جلال و جبروت، شکوه
تعریف انگلیسی
noun
- the study and classification of armorial bearings and the tracing of genealogies
- emblem indicating the right of a person to bear arms
مترادفها
noun
Blazonry, emblazonry, the heraldic art, the herald's art.