herculis معنی فارسی جاثي بر زانو نشسته راقص زانو زده واژههای دیگر با معنی «جاثي» rho-herculis رو - جاثي alpha-herculis آلفا - جاثي، آلفا - زانو زده، آلفا - بر زانو نشسته delta-herculis دلتا - جاثي gamma-herculis گاما - جاثي ras algethi راس الجاثي، آلفا - جاثي