دیکشنری فارسی

herd (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hu_rd/n., vt., vi.

● گله‌بان، (امروزه در ترکیب به کار می‌رود) - ران، - بان، - چران

cowherd

گاوچران

swineherd

خوک چران

shepherd

شبان

gooseherd

غازچران

● گله‌رانی کردن، شبانی کردن، گاو چرانی کردن

dogs are trained to herd sheep

به سگ‌ها آموزش می‌دهند که گله‌ی گوسفند را هدایت کنند.

they herded the cows from Texas to Kansas

گاوها را از تگزاس به کانزاس راندند.

the Germans herded millions of innocent people into concentration camps

(مجازی) آلمانها میلیونها بی‌گناه را به بازداشتگاه‌ها راندند.

* herder, n.

گله‌ران، گله‌چران، شبان، گاوچران

* herding, n.

گله‌داری، گله‌چرانی، شبانی، گاوچرانی

* ride herd on

(امریکا) 1- سوار بر اسب گله را هدایت کردن 2- با سختگیری و ظلم اداره کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن