دیکشنری فارسی

heredity

UKhireditiː UShə'redətı

معنی فارسی

انتقال موروثي ، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث ،

توارث

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝ red´i tē/n., pl.

● وراثت، برماند، مانداک

which is more important, heredity or education?

وراثت مهم‌تر است یا آموزش و پرورش‌؟

● همه‌ی ویژگی‌های ارثی یک‌نفر

* by heredity

ارثا، از راه وراثت

by heredity he is intelligent

او ارثا باهوش است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the biological process whereby genetic factors are transmitted from one generation to the next
  2. the total of inherited attributes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن