heresiarch
معنی فارسی
سردسته رافضي ها رئيس بدعت گذاران
معنی کامل و مثالها
/hǝ rez´ē ärk´/n.
● سر دستهی مرتدها، سرزندیک (زندیق)
مترادفها
noun
Chief heretic, leader in heresy.
سردسته رافضي ها رئيس بدعت گذاران
/hǝ rez´ē ärk´/n.
● سر دستهی مرتدها، سرزندیک (زندیق)
noun
Chief heretic, leader in heresy.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن