دیکشنری فارسی

heresy

UKherəsiː US'herəsı

معنی فارسی

رفض رافضيت فسادعقيده اعتقادفاسد

معنی کامل و مثال‌ها

/her´i sē/n., pl.

● ارتداد، از دین برگشتن، کژآیینی، کافر کیشی، وی ستودی، کفر، بدعت گذاری

they found him guilty of heresy and burned him alive

او را محکوم به ارتداد کردند و زنده زنده سوزاندند.

the church rejected his opinions as utter heresy

کلیسا اندیشه‌های او را کفر محض و مردود شناخت.

● (مجازی - اندیشه‌ی مخالف سنت و عقاید رسمی و مورد قبول) خلاف اندیشی، دگراندیشی، ناهمرایی، ناهم‌اندیشی، کیاگنی

political heresy

دگراندیشی سیاسی

what used to be considered as scientific heresy is now scientific truth

آنچه که سابقا ارتداد علمی محسوب می‌شد اکنون واقعیت علمی است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. any opinions or doctrines at variance with the official or orthodox position
  2. a belief that rejects the orthodox tenets of a religion

مترادف‌ها

noun
Heterodoxy, error, unsound doctrine.

واژه‌های دیگر با معنی «رفض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن