دیکشنری فارسی

hermaphrodite

UKhəːmæfrədait UShə'mæfrə'daıt

معنی فارسی

نرموک نروماده خنثي

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝr maf´rō dīt´/n., adj.

(انسان و جانور و گیاه که هم نر و هم ماده باشد) نرموک، نرماده، (گل) دارای پرچم و مادگی

رجوع شود به: hermaphrodite brig

رجوع شود به: hermaphroditic

مترادف‌ها

I. noun
Androgyne, double sexed being.
II. adjective (also hermaphroditic, hermaphroditical)
1. Androgynous, partaking of both sexes.
2. Hybrid, mongrel.

واژه‌های دیگر با معنی «نرموک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن