hermetic
معنی فارسی
کيميايي سربسته درزگرفته سحراميز جادويي
معنی کامل و مثالها
/hǝr met´ik/adj.
● (معمولا H بزرگ) وابسته به تات (خدای مصریان باستان)
● وابسته به سحر و جادو، جادویی، کیمیایی
● بغرنج، دشوار، پیچیده و مبهم
● (قوطی حاوی خوراک - سفینهی فضایی و غیره) کیپ، کاملا بیمنفذ، هوابندی شده، تنگ بسته، (کاملا) سربسته (hermetical هم میگویند)
a hermetically sealed space
فضای تنگ بسته (کاملا بیروزنه)
تعریف انگلیسی
- completely sealed; completely airtight
مترادفها
adjective
(also hermetical)
1. Air tight, impervious to air.
2. Secret, mysterious, mystic, mystical, occult, symbolical, emblematic, cabalistic, containing doctrines clothed or concealed in symbols.