دیکشنری فارسی

hermit

UKhəːmit US'hə:mət

معنی فارسی

زاهدگوشه نشين گوشه نشين تارک دنيا

معنی کامل و مثال‌ها

/hu_r´mit/n.

● معتکف، گوشه‌گیر، گوشه‌نشین، مردم گریز، عزلت گرا، کناره‌گیر، خلوت گرا

the old hermit who lived in a cave and prayed day and night

معتکف پیری که در غار زندگی می‌کرد و شب و روز عبادت می‌نمود.

● نان شیرینی دارای کشمش و گردو

● (جانورشناسی)مرغ مگس استوایی (جنس Phaethornis)

● رجوع شود به: hermit crab

تعریف انگلیسی

noun
  1. one retired from society for religious reasons
  2. one who lives in solitude

مترادف‌ها

noun
Anchorite, anchoret, recluse, solitary, solitaire, eremite (poetical).

واژه‌های دیگر با معنی «زاهدگوشه نشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن