hermitage
UKhəːmitidʒ
US'hə:mətədʒ
معنی فارسی
گوشه عزلت جاي انزوا زاويه
معنی کامل و مثالها
/hu_r´mi tij/n.
● محل زندگی زاهد گوشهنشین، عزلتگاه، خانقاه، گوشهی عزلت
● (محل تفکر و تنها بودن) خلوت، خلوتگاه، گوشهی آرام، خلوتکده
for years his only hermitage was a corner of the library
سالها یگانه خلوتگاه او گوشهی کتابخانه بود.
تعریف انگلیسی
noun
- the abode of a hermit