دیکشنری فارسی

hermitic

معنی فارسی

وابسته بگوشه نشيني ، زهداميز ،

وابسته بزاهدهاي گوشه نشين

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characterized by ascetic solitude “the eremitic element in the life of a religious colony” “his hermitic existence”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن