دیکشنری فارسی

heterologous

معنی فارسی

بي تشابه بي نسبت

معنی کامل و مثال‌ها

/het´ǝr äl´ǝ gǝs/adj.

● (زیست شناسی)دگرساخت، ناهم نهاد

● (پزشکی - گرفته شده از گونه‌ای دیگر) ناهمگونزاد (مثلا در پیوند اندام)، (از نظر ساختمان یا سازمان) نابهنجار، نابروال، غیرعادی، ناجور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not corresponding in structure or evolutionary origin
  2. derived from organisms of a different but related species “a heterologous graft”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن