دیکشنری فارسی

heuristic

UKhjeəristik

معنی فارسی

پي برنده کشف کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/hyōō ris´tik/adj.

● (آموزش و پرورش - کامپیوتر: وابسته به یادگیری عملی از راه تجربه و خطا) آروین آموزانه، آروینی، کاوشی، ذهنی، مکاشفه‌ای

heuristic principle

آسای آروینی (اصل تحقیقی و تجربی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a commonsense rule (or set of rules) intended to increase the probability of solving some problem
  2. of or relating to or using a general formulation that serves to guide investigation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن