دیکشنری فارسی

hexagon

UKheksəgən US'heksə'gɔn

معنی فارسی

شش گوش شش بر شش پهلو

معنی کامل و مثال‌ها

/hek´sǝ gän´/n.

● (هندسه) شش پهلو، شش گوشه، شش ضلعی، مسدس

تعریف انگلیسی

noun
  1. a six-sided polygon

واژه‌های دیگر با معنی «شش گوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن