دیکشنری فارسی

hick

UKhik UShık

معنی فارسی

دهاتي جاهل احمق نفهم. دهاتيوار دهاتي مانند زمخت نافرهيخته

معنی کامل و مثال‌ها

/hik/n., adj.

دهاتی، جوزعلی، نقل‌علی

he became rich but remained a hick

پولدار شد ولی دهاتی مسلک باقی ماند.

دهاتی‌وار، دهاتی مانند، زمخت، نافرهیخته

a hick town

شهر دهات مانند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن