hick
UKhik
UShık
معنی فارسی
دهاتي جاهل احمق نفهم. دهاتيوار دهاتي مانند زمخت نافرهيخته
معنی کامل و مثالها
/hik/n., adj.
● دهاتی، جوزعلی، نقلعلی
he became rich but remained a hick
پولدار شد ولی دهاتی مسلک باقی ماند.
● دهاتیوار، دهاتی مانند، زمخت، نافرهیخته
a hick town
شهر دهات مانند