دیکشنری فارسی

hick

UKhik UShık

معنی فارسی

دهاتي جاهل احمق نفهم. دهاتيوار دهاتي مانند زمخت نافرهيخته

معنی کامل و مثال‌ها

/hik/n., adj.

● دهاتی، جوزعلی، نقل‌علی

he became rich but remained a hick

پولدار شد ولی دهاتی مسلک باقی ماند.

● دهاتی‌وار، دهاتی مانند، زمخت، نافرهیخته

a hick town

شهر دهات مانند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person who is not very intelligent or interested in culture
  2. awkwardly simple and provincial “bumpkinly country boys” “rustic farmers” “a hick town” “the nightlife of Montmartre awed the unsophisticated tourists”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن