hide (1)
معنی کامل و مثالها
/hīd/n., vi., vt.
● پنهان کردن یا شدن، نهفتن، نهان کردن یا شدن، قایم کردن یا شدن، مخفی کردن یا شدن، آبشتن
he hid in the closet
او در صندوق خانه قایم شد.
to hide one's real identity
هویت واقعی خود را مخفی نگهداشتن
she hid the key under the doormat
او کلید را زیر پادری پنهان کرد.
a hidden secret
راز نهفت
● پوشاندن، (از نظر) مستور کردن، ناپدید کردن، نشان ندادن
fog had hidden Damavand's peak
مه قلهی دماوند را پوشانده بود.
trees hid the hut from view
درختان کلبه را از نظر پنهان میکردند.
to hide one's face in shame
از خجلت روی خود را نشان ندادن
● کمینگاه، مخفیگاه