hide (2)
معنی کامل و مثالها
/hīd/n., vt.
● پوست جانور (دباغی نشده یا شده)، پوست خام، پوست با پشم، وت، سختیان، تیماج، پرنداخ، کیمخت
jackets made of wild animal hides
کتهایی که از پوست حیوانات وحشی درست شده است.
cowhide
پوست گاو، چرم گاو
● (عامیانه) پوست انسان
he has a tough hide
پوستش کلفت است.
● (عامیانه) کتک جانانه زدن، پوست کسی را کندن، شلاق زدن
if you come here again I'll hide you!
اگر دیگه اینجا پیدات بشه پوستت را خواهم کند!
* neither hide nor hair
اصلا هیچ، هیچ اثری (از)