دیکشنری فارسی

hide (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hīd/n., vt.

● پوست جانور (دباغی نشده یا شده)، پوست خام، پوست با پشم، وت، سختیان، تیماج، پرنداخ، کیمخت

jackets made of wild animal hides

کت‌هایی که از پوست حیوانات وحشی درست شده است.

cowhide

پوست گاو، چرم گاو

● (عامیانه) پوست انسان

he has a tough hide

پوستش کلفت است.

● (عامیانه) کتک جانانه زدن، پوست کسی را کندن، شلاق زدن

if you come here again I'll hide you!

اگر دیگه اینجا پیدات بشه پوستت را خواهم کند!

* neither hide nor hair

اصلا هیچ، هیچ اثری (از)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن