دیکشنری فارسی

hidrotic

معنی فارسی

وابسته به عرق بدن، ژفي، خوي مانند

عرق آور، ژف انگيز، خوي آور، معرق

داروي عرق آور، داروي ژف انگيز

معنی کامل و مثال‌ها

/hī drät´ik, hi-/adj., n.

● وابسته به عرق بدن، ژفی، خوی مانند

● عرق آور، ژف انگیز، خوی آور، معرق

● داروی عرق آور، داروی ژف انگیز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to sweat “Pertains to noun: sweat”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن