دیکشنری فارسی

hierarch

معنی فارسی

رئيس روحاني سرکشيش اسقف بزرگ

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´ǝr ärk´/n.

● (مذهبی) سر فرقه، بزرگ، زعیم، پیشوا، کشیش بزرگ

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who holds a high position in a hierarchy
  2. a senior clergyman and dignitary

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن