دیکشنری فارسی

hierarchical

UKhaiərɑːkikl US'haıə'rɑ:kəkəl

معنی فارسی

وابسته به پيشواي مذهبي ، پيشوايانه

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´ǝr är´ki kǝl/adj.

● وابسته به پیشوای مذهبی، پیشوایانه

● ترتیبی، سلسله مراتبی، بانفوذ، پایگانی (hierarchic هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. classified according to various criteria into successive levels or layers “it has been said that only a hierarchical society with a leisure class at the top can produce works of art” “in her hierarchical set of values honesty comes first”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به پيشواي مذهبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن