دیکشنری فارسی

high commissioner

معنی فارسی

مامور عاليرتبه نماينده عاليرتبه عضو عاليرتبه

معنی کامل و مثال‌ها

● کارمند والا مقام، سرنماینده، بلند جاه، (در کشورهای مشترک‌المنافع) نماینده‌ی عالیرتبه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a senior diplomat from one country to another who is assigned ambassadorial rank

واژه‌های دیگر با معنی «مامور عاليرتبه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن