دیکشنری فارسی

high noon

معنی کامل و مثال‌ها

● سر ظهر، سر نیمروز

● (قدرت یا نفوذ یا شکوه و غیره) اوج، اعتلا، فرمندی، فربودی، کهبدی

● (گاهی با H و N بزرگ) مقابله، رودررویی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the middle of the day

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن