high pressure UKhaipreʃər معنی فارسی فشار زياد واژههای دیگر با معنی «فشار زياد» overpressure فشار زياد، کار زياد overvoltage protection حفاظت فشار زياد booster Pump پمپ تقويتي جهت ايجاد فشار زياد joule Kelvin effect انبساط گاز با فشار زياد از مجراي کنترل، سوخت يا پلاک منفذدار که با کاهش دما، همراه است overstrain زياد زور آوردن به، فشار زياد بر، خسته کردن oxygen bottle محفظه اي براي نگهداري اکسيژن گازي، تحت فشار زياد reaction turbin توربين عکس العملي، توربين فشار زياد jet stream جريان باد جت استريم در طبقه استراتوسفر، که داراي فشار و سرعت زياد مي باشد overpress زياد پافشاري کردن در، زياد اصرار کردن در زياد فشار آوردن بر warm gas thruster جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با، فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از، نازل گرم شود