دیکشنری فارسی

high priest

معنی فارسی

کاهن بزرگ موبد موبدان

معنی کامل و مثال‌ها

کشیش اعظم، (یهودیان باستان) خاخام اعظم، رابی اعلی، (مجازی) مرشد، پیشوا

a high priest of new poetry

پیش‌کسوت شعر نو

تعریف انگلیسی

noun
  1. a preeminent authority or major proponent of a movement or doctrine “he's the high priest of contemporary jazz”
  2. a senior clergyman and dignitary

مترادف‌ها

noun
Chief priest.

واژه‌های دیگر با معنی «کاهن بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن