دیکشنری فارسی

high time

معنی فارسی

اصل موقع وکمي هم گذشته ازموقع ،

هنگام خوشي وعيش ونوش

معنی کامل و مثال‌ها

سر موقع، موقع مناسب

it's high time that we make peace

موقع آن رسیده است که صلح کنیم.

(خودمانی) وقت خوشی و فعالیت، دوران لذت و خوشی (high old time هم می‌گویند)

مترادف‌ها

Quite time.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن