high time
معنی فارسی
اصل موقع وکمي هم گذشته ازموقع ،
هنگام خوشي وعيش ونوش
معنی کامل و مثالها
● سر موقع، موقع مناسب
it's high time that we make peace
موقع آن رسیده است که صلح کنیم.
● (خودمانی) وقت خوشی و فعالیت، دوران لذت و خوشی (high old time هم میگویند)
تعریف انگلیسی
noun
- the latest possible moment “it is high time you went to work”
مترادفها
Quite time.