دیکشنری فارسی

high time

معنی فارسی

اصل موقع وکمي هم گذشته ازموقع ،

هنگام خوشي وعيش ونوش

معنی کامل و مثال‌ها

● سر موقع، موقع مناسب

it's high time that we make peace

موقع آن رسیده است که صلح کنیم.

● (خودمانی) وقت خوشی و فعالیت، دوران لذت و خوشی (high old time هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the latest possible moment “it is high time you went to work”

مترادف‌ها

Quite time.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن