دیکشنری فارسی

high-grade

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´grād´/adj.

● مرغوب، درجه یک، اعلا، بی‌غش، ژاو، سارا، ناب، خالص

تعریف انگلیسی

adjective
  1. surpassing in quality “top-grade ore”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن