دیکشنری فارسی

high-pitched

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´picht´/adj.

● (صدا و آوا) زیر

● متعال، والا، ارجمند

● هیجان زده، شوریده

● (بام) بسیار شیب‌دار، میان فراز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of sounds and voices; high in pitch or frequency “Attrubites: pitch”
  2. set at a sharp or high angle or slant “a high-pitched roof”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن