دیکشنری فارسی

high-pressure

معنی فارسی

فشار قوي

معنی کامل و مثال‌ها

(h⦨presh¨ r)

● فشار قوی، (دارای) فشار زیاد

firefighters used high-pressure hoses

آتش نشان‌ها از شیلنگ‌های پرفشار استفاده می‌کردند.

● (هوا شناسی) وابسته به فشار زیاد بارومتری

● توام با فشار، ابرام آمیز، اصرار آمیز

high-pressure sales techniques

روش‌های فروشندگی توام با اصرار و ابرام

● (عامیانه - در فروشندگی و غیره) اصرار و ابرام کردن، پافشاری کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. aggressively and persistently persuasive “a hard-hitting advertising campaign” “a high-pressure salesman”

واژه‌های دیگر با معنی «فشار قوي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن