high-pressure
معنی فارسی
فشار قوي
معنی کامل و مثالها
(h⦨presh¨ r)
● فشار قوی، (دارای) فشار زیاد
firefighters used high-pressure hoses
آتش نشانها از شیلنگهای پرفشار استفاده میکردند.
● (هوا شناسی) وابسته به فشار زیاد بارومتری
● توام با فشار، ابرام آمیز، اصرار آمیز
high-pressure sales techniques
روشهای فروشندگی توام با اصرار و ابرام
● (عامیانه - در فروشندگی و غیره) اصرار و ابرام کردن، پافشاری کردن
تعریف انگلیسی
adjective
- aggressively and persistently persuasive “a hard-hitting advertising campaign” “a high-pressure salesman”