highbrow
UKhaibrau
US'haıb'rau
معنی فارسی
اهل فضل و هنر، انديشمند،
داراي طبع بلند و سليقه ي خوب، در سطح بالا
متظاهر به فضل و کمال، مدعي فضل،
روشنفکر نما
معنی کامل و مثالها
/hī´brou´/n., adj.
● (عامیانه)
● اهل فضل و هنر، اندیشمند، دارای طبع بلند و سلیقهی خوب، (از نظر علمی و غیره) در سطح بالا
a highbrow radio program
برنامهی رادیو در سطح فکری بالا
● متظاهر به فضل و کمال، مدعی فضل، روشنفکر نما
تعریف انگلیسی
adjective
- a person of intellectual or erudite tastes
- highly cultured or educated “highbrow events such as the ballet or opera” “a highbrowed literary critic”