دیکشنری فارسی

highbrow

UKhaibrau US'haıb'rau

معنی فارسی

اهل فضل و هنر، انديشمند،

داراي طبع بلند و سليقه ي خوب، در سطح بالا

متظاهر به فضل و کمال، مدعي فضل،

روشنفکر نما

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´brou´/n., adj.

● (عامیانه)

● اهل فضل و هنر، اندیشمند، دارای طبع بلند و سلیقه‌ی خوب، (از نظر علمی و غیره) در سطح بالا

a highbrow radio program

برنامه‌ی رادیو در سطح فکری بالا

● متظاهر به فضل و کمال، مدعی فضل، روشنفکر نما

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person of intellectual or erudite tastes
  2. highly cultured or educated “highbrow events such as the ballet or opera” “a highbrowed literary critic”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن