دیکشنری فارسی

highland

UKhailənd US'haılənd

معنی فارسی

کشور کوهستاني کوهستان

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´lǝnd/n., adj.

● فلات، بلندا، کوهپایه، کوهستان، کوهسار

● (وابسته به سرزمینی که از دریا خیلی بلندتر است) کوهستانی، کوهپایه‌ای، بلند

* the Highlands

نیمه‌ی شمالی اسکاتلند (که کوهستانی است)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. elevated (e.g., mountainous) land
  2. used of high or hilly country

مترادف‌ها

noun
Mountainous region.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن