دیکشنری فارسی

hightail

معنی فارسی

باسرعت عقب نشيني کردن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. leave as fast as possible “We hightailed it when we saw the police walking in” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن