دیکشنری فارسی

highwayman

UKhaiweimən

معنی فارسی

راهزن (سواره)

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´wā mǝn/n., pl.

دزد سر گردنه (به ویژه سوار بر اسب)، راهزن

مترادف‌ها

noun
Robber, footpad, bandit, brigand, freebooter, marauder, outlaw, highway robber.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن