hilum
معنی فارسی
چيز خيلي ريز وکوچک، پيوندگاه گياه ،
محل دخول رگ وپي
ناف
هسته ي مرکزي،چشم بذر
معنی کامل و مثالها
/hī´lǝm/n., pl.
● رجوع شود به: hilus
● (گیاه شناسی) ناف (محل اتصال دانه به بند تخمک)
● (در دانههای نشاستهدار گیاهانی مانند گندم) هستهی مرکزی، چشم بذر
تعریف انگلیسی
noun
- (anatomy) a depression or fissure where vessels or nerves or ducts enter a bodily organ “the hilus of the kidney”
- the scar on certain seeds marking its point of attachment to the funicle