دیکشنری فارسی

hilum

معنی فارسی

چيز خيلي ريز وکوچک، پيوندگاه گياه ،

محل دخول رگ وپي

ناف

هسته ي مرکزي،چشم بذر

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´lǝm/n., pl.

رجوع شود به: hilus

(گیاه شناسی) ناف (محل اتصال دانه به بند تخمک)

(در دانه‌های نشاسته‌دار گیاهانی مانند گندم) هسته‌ی مرکزی، چشم بذر

تعریف انگلیسی

noun
  1. (anatomy) a depression or fissure where vessels or nerves or ducts enter a bodily organ “the hilus of the kidney”
  2. the scar on certain seeds marking its point of attachment to the funicle

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن