himalayan
US'hımə'leıən
معنی فارسی
هيماليايي، وابسته بکوه هاي هيماليا.
خرگوش اهلي
گربه ي هيماليا
معنی کامل و مثالها
/him´ǝ lā´ǝn,hi mäl´yǝn/adj., n.
● وابسته به کوههای هیمالیا، هیمالیایی
● خرگوش اهلی (بدن سپید و نوک گوشها و دستها و دم سیاه)
● گربهی هیمالیا (از جفتگیری گربهی ایرانی و سیامی)