دیکشنری فارسی

himalayan

US'hımə'leıən

معنی فارسی

هيماليايي، وابسته بکوه هاي هيماليا.

خرگوش اهلي

گربه ي هيماليا

معنی کامل و مثال‌ها

/him´ǝ lā´ǝn,hi mäl´yǝn/adj., n.

● وابسته به کوه‌های هیمالیا، هیمالیایی

● خرگوش اهلی (بدن سپید و نوک گوش‌ها و دست‌ها و دم سیاه)

● گربه‌ی هیمالیا (از جفتگیری گربه‌ی ایرانی و سیامی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the Himalayas “Himalayan peaks” “Pertains to noun: Himalayas”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن