دیکشنری فارسی

himalayan

US'hımə'leıən

معنی فارسی

هيماليايي، وابسته بکوه هاي هيماليا.

خرگوش اهلي

گربه ي هيماليا

معنی کامل و مثال‌ها

/him´ǝ lā´ǝn,hi mäl´yǝn/adj., n.

وابسته به کوه‌های هیمالیا، هیمالیایی

خرگوش اهلی (بدن سپید و نوک گوش‌ها و دست‌ها و دم سیاه)

گربه‌ی هیمالیا (از جفتگیری گربه‌ی ایرانی و سیامی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن