دیکشنری فارسی

hinder (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hīn´dǝr/adj.

● (نادر) پشت، عقب، پسین، پس، بخش خلفی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن