دیکشنری فارسی

hinge

UKhindʒ UShındʒ

معنی فارسی

لولا بند مفصل (مج.) مدار محور لولا زدن (مج.) وابسته بودن منوط بودن بر.

معنی کامل و مثال‌ها

/hinj/n., vt., vi.

(در و پنجره و غیره) لولا

the door hinge is squeaking

لولای در جیرجیر می‌کند.

(مثلا در بندپایان و سخت پوستان دوکفه‌ای) بند، مفصل

(مجازی - هر چیزی که چیز دیگر روی آن بچرخد یا منوط به آن باشد) اصل، پایه، محور، نقطه‌ی عطف، پاشنه

لولادار کردن، لولا زدن به، با لولا وصل کردن

the door is hinged securely to the frame

در محکم به چارچوب لولا شده است.

* hinged

لولا دار

* hinge on

وابسته بودن به، منوط بودن به، بستگی داشتن به، چرخیدن روی

the war's destiny hinged on the decisions of only one man

سرنوشت جنگ به تصمیمات فقط یک نفر بستگی داشت.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a joint that holds two parts together so that one can swing relative to the other
  2. a circumstance upon which subsequent events depend “his absence is the hinge of our plan” “Verb Frames:” “Somebody ----s something PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Turn, depend, hang, be dependent.

واژه‌های دیگر با معنی «لولا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن