دیکشنری فارسی

hinterland

US'hıntə'lænd

معنی فارسی

زمين پشت ساحل مناطق داخلي کشور. سرزمين دور افتاده

معنی کامل و مثال‌ها

/hin´tǝr land´/n.

● (سرزمین پشت ساحل دریا یا رودخانه و غیره به ویژه اگر مال همان کشوری باشد که ساحل به آن تعلق دارد) پسکرانه، سرزمین درونی

Iran's hinterland is mountainous

سرزمین درونی ایران کوهستانی است.

● (سرزمین دور از شهرهای بزرگ) سرزمین دور افتاده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a remote and undeveloped area

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن