hip (4)
معنی کامل و مثالها
/hip/adj.
● (خودمانی)
● شیک، خوش لباس، آراسته
● دانا، آموخته، هشیار
● وابسته به ((هیپی))ها
* get (or be) hip to
(خودمانی) دربارهی چیزی خبره و آگاه شدن
/hip/adj.
● (خودمانی)
● شیک، خوش لباس، آراسته
● دانا، آموخته، هشیار
● وابسته به ((هیپی))ها
* get (or be) hip to
(خودمانی) دربارهی چیزی خبره و آگاه شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن