دیکشنری فارسی

historied

معنی فارسی

مذکور در تاريخ، داراي تاريخ، تاريخي

رجوع شود به historical

معنی کامل و مثال‌ها

/his´tǝ rēd/adj.

● مذکور در تاریخ، دارای تاریخ، تاریخی

● رجوع شود به: historical

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having an illustrious past

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن