historiography
UShıs'tɔ:rı'ɔgrəfı
معنی فارسی
تاريخ نگاري تاريخ نويسي تاريخ شناسي نوشته هاي تاريخي تواريخ تاريخها
معنی کامل و مثالها
/-fē/n.
● تاریخ نگاری، تاریخ نویسی
● تاریخ شناسی (شناخت روشهای مختلف تاریخی و تاریخ نویسان بزرگ)
● (بطور کلی) نوشتههای تاریخی، تواریخ، تاریخها
تعریف انگلیسی
noun
- a body of historical literature
- the writing of history